زمستان
پراکنده نوشته‎هاي محمد حيدري
Thursday، November 26، 2009
به نام خدا

اعدام سیاسی مخالفان را متوقف كنید!

چندی است كه در مورد برخی فعالان سیاسی و مدنی در کردستان و مناطق اقلیت‌نشین، احکام اعدام صادر یا اجرا می‌شود. در آخرین مورد، احسان فتاحیان اعدام شد. او در دادگاه بدوی به ده سال زندان محکوم شده بود، اما دادگاه تجدیدنظر، بر خلاف رویه مرسوم در دادگاه‌ها، حکم او را تبدیل به اعدام ‌کرد و سرانجام علیرغم همه‌ی اعتراضات، این حکم به اجرا ‌گذاشته شد. این رویه در باره تعدادی دیگر از محکومان دادگاه‌های انقلاب، همچنان دنبال می‌شود. این مسأله، به لحاظ رعایت موازین حقوق بشر و رعایت ترتیباب قانونی، باعث نگرانی افكار عمومی داخلی و بین‌المللی شده است.

در این قبیل موارد، مسئولان پرونده مدعی «ارتباط» این افراد با برخی گروه‌های مسلح و احیانا «مشاركت» آن‌ها در فعالیت‌های مسلحانه می‌شوند. اما این ادعاها از سوی متهمان، وكلا، دوستان و خانواده‌های آنها تكذیب و انكار می‌شود. برگزاری این دادگاه‌ها به صورت غیرعلنی و بدون رعایت حقوق اساسی متهمان، این پرسش را ایجاد می‌کند که چرا جناح حاکم از اجرای ماده 168 قانون اساسی، مبنی بر رسیدگی به جرایم سیاسی به صورت علنی و با حضور هیأت منصفه خودداری می‌کند؟

اگر داعیه‌های مسئولان پرونده صحت داشته و این متهمان كه اغلب جوان و كم‌سال می‌باشند با برخی گروه‌های مسلح «ارتباط» داشته باشند؛ چگونه می‌توان فردی را صرفا به خاطر این ارتباط و بدون دست‌زدن به عملی كه مجازات قانونی اعدام داشته باشد، به اعدام محكوم كرد؟ ما بارها در پرونده جرایم عادی شاهد بوده و هستیم كه قاضی دادگاه در نزاع‌های خیابانی و... كه منجر به قتل شده است، دقت و وسواس زیادی به كار می‌برد تا بداند كدام ضربه و از سوی كدام متهم ضربه كاری بوده و منجر به مرگ مقتول شده و كدام یك چنین نبوده است تا اصل «تناسب جرم و مجازات» رعایت گردد. هم چنین در جرایم سیاسی، همچون قتل‌های زنجیره‌ای و حمله به كوی دانشگاه، شاهد بوده‌ایم که چگونه قاضی با دقت و حساسیت بین آمر و عامل و مباشر، تفکیک می‌کند. اما در فرایند رسیدگی به جرایم مخالفان سیاسی‌، این دقت‌ها كنار گذاشته ‌شده و شدیدترین احکام صادر و اجرا می‌شود.

آیا دیدار و ارتباط با گروه‌های مسلح، و حتی داشتن قصد مجرمانه، بدون آنكه هنوز جرمی صورت گرفته باشد، مجوزی برای صدور حکم اعدام است؟ آیا بین جرائم ادعا شده و مجازات صادرشده تناسبی وجود دارد؟ آیا ما در آموزه‌های دینی نداریم كه حضرت علی با مخالفان خود حتی وقتی از قصد آنها مبنی بر شورش علیه حكومت آگاه می‌شد، تا هنگامی كه دست به عمل نزده بودند، برخوردی نمی‌كرد و كلیه حقوق آنها را نیز رعایت می‌نمود؟ آیا این رهبر بزرگ دینی ما حتی در مورد قاتل خویش توصیه به رعایت تناسب جرم و مجازات نمی‌نمود؟

صدور و اجرای چنین احکامی در باره‌ی اقلیت‌های قومی و مذهبی كه ذهن و ضمیری زخم خورده از دولت مركزی دارند، علاوه بر اینکه با موازین دینی و اخلاقی و معیارهای حقوق بشر ناسازگار است، با کیان و امنیت ملی مغایرت داشته و باعث افزایش بیش از پیش فاصله مركز - پیرامون می‌شود و همبستگی ملی مردم ایران را مخدوش می‌سازد.

متأسفانه اخبار مربوط به بازداشت‌شدگان پس از انتخابات، بیانگر آن است که در راستای سیاست "النصر بارعب" (پیروزی با وحشت‌آفرینی)، احکام مشابهی برای تعداد دیگری از متهمان سیاسی صادر شده که در صورت عدم توقف، به فجایع جبران ناپذیری می‌انجامد. شنیده شده که برای متهمانی كه ماه‌ها قبل از انتخابات بازداشت شده‌اند نیز، بنا به برخی اعترافات که به سفارش بازجوها و با وعده آزادی آنها صورت گرفته، حكم اعدام صادر شده است.

حاکمیت باید حقوق‌اساسی همه‌ی متهمان، بویژه متهمان سیاسی را با رعایت اصل «تناسب جرم و مجازات» و همچنین رعایت موازین حقوق بشر و آیین دادرسی مدنی تضمین و دادگاه‌های آنها را به صورت علنی و با حضور هیأت منصفه برگزار نماید. ما ضمن تصریح بر مبانی فكری و مشی سیاسی مسالمت‌جویانه نیروهای ملی- مذهبی، بنا بر وظیفه ملی و انسانی و دینی خود، از حاکمیت می‌خواهیم صدور و اجرای احكام اعدام مخالفان سیاسی را متوقف كند.

شورای فعالان ملی- مذهبی
3 آذر 1388
Sunday، November 22، 2009
بنام خدا
سالمرگ خونین پروانه و داریوش یادآور بی‌فرجامی حذف و خشونت
در یکم آذر ماه 1377 برگی دیگر از خشونتهای سیاسی در تاریخ ایران ورق خورد و داستان مظلومانه غرقه در خون شدن، پروانه و داریوش فروهر دو تلاشگر دیر پای راه آزادی و استقلال و سربلندی ایران، نگارش یافت. این قتل سیاسی حلقه‌ای از زنجیره‌ای بود که در کوتاهتر از یکماه منجر به ربودن و کشته شدن چند تن از شخصیت‌های دگراندیش شد. با این جنایت‌ها روح و روان جامعه مشوش و اذهان عمومی درون و بیرون کشور به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و به اعتراض عمومی منجر شد. بی‌گمان اگر نبود کوشش رئیس جمهور وقت و تلاش‌های آگاهی بخش مطبوعات، این زنجیره هم‌چنان افسار گسیخته به قربانی گرفتن ادامه می‌داد.
هر چند جنایت در ذات خود نفرت انگیز است اما این قتل ها از آن جهت بیشتر نفرت انگیز بود که برخی از عوامل حاکمیت مرتکب چنین جنایتی بودند و از سویی قربانیان از شهروندان عادی و بدون دفاع و بدون قشون و نفر بودند. مأموریتی که مطابق شرح وظایف قانونی و عرفی و اخلاقی می باید مدافعان حقوق شهروندی افراد جامعه باشند، مرتکب چنین جنایتی شدند.
پی آمد اعمال خشونت در دوران پس از انقلاب به وارد آمدن آسیب های جدی در گفتمان سیاسی ایران منجر شده است که شوربختانه هنوز هم خودنمایی آن را در برخورد با اعتراض‌های مسالمت آمیز خیابانی و یا در بازداشتگاه هایی همچون کهریزک و یا در کشتار دسته جمعی نظامیان به روش انتحاری و یا ترورهای خیابانی در مناطق مرزی و یا اعدام های شتابزده و خارج از قانون می بینیم. حاکم شدن منطق خشونت به جای مسالمت، گفتگو، قانون و رعایت حقوق دیگران، دور باطلی از خشم و حذف را به ارمغان می آورد که راه به هیچ بیراهه‌ای هم نمی گشاید. طراحان این خط مشی، از خشونت بعنوان ابزاری برای حذف رقیب سیاسی و به کرسی نشاندن دیدگاهها و احراز موقعیت سیاسی استفاده می کنند. غافل از اینکه تجربیات بشری همواره ثابت کرده که بازتولید خشونت، خشونت است و نتیجه چرخة خشونت چیزی جز شعله ور کردن آتش کینه ورزی و بالا رفتن ظرفیت انتقام جویی جامعه و از بین رفتن توان ملی و در آخر رهنمون کردن جامعه به قهقرای عقب ماندگی و درماندگی در پی نخواهد داشت و پشتیبانان و کارگزاران آن نیز از آتش خشونتی که خود افروخته اند، در امان نخواهند ماند.
در سالمرگ آن دو سرباز نهضت ملی ایران و رهروان راه مصدق با ارج نهادن به آرمانهای ایران دوستی و آزادیخواهی آنان هرگونه اعمال خشونت از سوی هر نیرو، خواه درون و یا بیرون از قدرت سیاسی را خلاف منافع ملی و مصالح کشور دانسته و به عاملان آن هشدار می‌دهیم از تجربیات تاریخی درس گرفته و آزموده را دوباره نیازمایند.
یکم آذر 1388

محمد آزادی، حمید آصفی، فریدون آقاسی، سامر آقایی، سعید آل آقا، احمد انصاری، ادیب برومند، لقاء اردلان، بانو فرشید افشار، منوچهر احتشامی، فرهاد امیر ابراهیمی، عباس امیر انتظام، محمود امامی، فرزانه اسکندری، محمد ابوالحسنی، عباس ابوذري، هادي احتظاظی، حمید احراري، طاهر احمدزاده، حسن احمدي، محسن احمدي، مصطفی اخلاقی، میلاد اسدی، مرتضى اشفاق، حسن افتخار اردبیلی، جلال اقتدارى، اعظم اکبرزاده، زهرا اکبرزاده، علی رضا اکبرزادگان، علی اکرمی، محمود امیر احمدى، مهدي امینی زاده، عبدالمجید الهامی، کمال الدین بازرگانى، پروین بختیار نژاد، هرمیداس باوند، مرتضی بدیعی، جهانشاه برومند، اکبربدیع زادگان، رحمت الله برهانى، بهروز برومند، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلی بازرگان، فرشته بازرگان، محمدنوید بازرگان، مختار باطولی، محمد بذرپور، محمد برقعی، محمد بسته نگار، مهدي بسته نگار، محمد حسین بنی اسدي، عماد بهاور، محمد بهفروزی، حمید بهشتی، صفا بیطرف، محمد بهزادی، مسعود پدرام، حسن پارسا، عباس پوراظهرى، رضا پویان، حبیب الله پیمان، مجید پیمان، عبدالرضا تاجیک، عباس تاج الدینی، مصطفى تنها، ناصر تکمیل همایون، نصرالله توکلی نیشابوری، غلام عباس توسلى، محمد توسلى، محمدرضا توسلى، نصرالله جمشیدی، مجید جابرى، رضا حاجى، بهمن حافظى، طه حجازى، حمید حدیثی، اسماعیل حاج قاسمعلی حسین حریرى، حمید حسامی، آیدین حسنلو، بهزاد حق پناه، جمشید حق گو، ابوالفضل حکیمى، عبدالکریم حکیمى، مجید حکیمى، محمد رضا حمسى، محمد حیدري، جعفر خائف، جلال جلالی زاده، ابراهیم خدادادى، امیر خرم، عیسی خان حاتمی، حسین خشایار دوست، محمد حسین ختنی فر، خلیل خلیلی بو، حسین خطیبی، محمد خطیبی، ابراهیم خوش سیرت سلیمی، اسماعیل خوش محمدى، هوشنگ خیراندیش، رسول دادمهر، محمد علی دادخواه، محمد دادي زاده، محمد مهدى دانشیان، محمود دل آسایى، داود درگاهی، سعید درودی، پرویز دلیری، جمال درودی، امیرخسرو دلیرثانی، عباس دهقان نژاد، مصیب دوانى،
ابراهیم دینوي، محمد صادق ربانى، محمدصادق رسولی، تقی رحمانی، سامان رحمانی، محمدجواد رجائیان، عباس رخافی، منصور رسولی، جهانگیر رضوی، حسین راضی، علیرضا رجایى، علی رشیدی، احد رضائى، اصغر رضائى، بهمن رضا خانى، حسین رفیعى، جواد رهبری نیا، مهدى رهنما، رضا رئیس طوسى، مهدي رنجبر، رقیه زارع پور، کوروش زعیم، محمود زندیان، حیدری، محمد ابراهیم زمانی، جمال زره ساز، علی زرین، پرویز زندى نیا، علیرضا ساریخانى، عزت الله سحابى، حسین سکاکی، هاله سحابى، خسرو سیف، محمود سعیدزاده، محمد سرچمى، بیوك سعیدي، عبدالفتاح سلطانی، مرتضی سلطانیه، سید حسن سیدزاده هاشمی، احمد ساعی، خسرو سعیدی، سیدمحمد سجادی، مرتضی سمییاری، محمود بصیر شاد دل، ابراهیم شاکرى، موسی شیخ زادگان، على شاملومحمودي، حسین شاه اویسی، حسین شاه حسینى، جواد شرف الدین، حسن شهیدی، الله وردى شمبورى، احمد شهامت دار، هاشم صباغیان، احمد صدر حاج سیدجوادى، رضا صدر، مهدى صراف، فضل الله صلواتى، حمید رضا صمدي، حسن علی صارم کلالی، سیاوش صحت، محمد صاحب محمدی، مهدی صراف، سعید صاحب محمدی، جلیل ضرابی، على اشرف ضرغامى، فریدون ضرغامى، اعظم طالقانى، امیر طیرانی، طاهره طالقانى، نرگس طالقانى، اکبر طاهرى، رئوف طاهرى، محمد طاهرى، مهدی عربشاهی، روئین عطوفت، محمدباقر علوى، باقر علایی، علی علوی، رضا علیجانی، سید جعفر عباس زادگان، هما عابدی، جمشید عزیزي، محمود عمرانى، حسین عزت زاده ، على اصغر غروى، علیرضا غروى، ماجد غروى، محمد حسین غفارزاده، سعید غفارزاده، مسیح غروي، على غفرانى، فریده غیرت، باقر فتحعلی بیگی، ارسلان فلاح حجت انصاري، مقصود فراستخواه، ناصر فربد، محسن فرشاد، اصغر فنی پور، ابوالقاسم فروزان، پویان فخرآیی، غفار فرزدى، حسن فرح آبادي، اسماعیل فاضل پور، فاطمه فرهنگ خواه، حسن فرید اعلم، فرزاد قاسمی، عباس قائم الصباحی، خسرو قشقایى، ماهرو قشقایى، مهدي قلی زاده اقدم، عبدالحسین قمی زاده، حسن قدیانی، باقر قدیری اصلی، عبدالمجید قندى زاده، نظام الدین قهارى، مصطفى قهرمانى، حجت الله قیاسى، رحمان کارگشا، اسداله کارشناس، امیر حسین کاظمی، مرتضى کاظمیان، منوچهر کیهانی، هادي کحال زاده، خسرو کردپور، مسعود کردپور، على کرمى، فریدون کشکولی، ناصر کمیلیان، بهناز کیانی، پروین کهزادى، فاطمه گوارایی، محمود گرگین، علی اصغر گل سرخی، بیژن گل افرا، مسعود لدنی، فرهاد لقایی، احسان مالکی پور، محمد تقى متقى، حسین مجاهد، مرضیه مرتاضی لنگرودی، محسن محققى، نرگس محمدي، نوشین محمدي، سیمین مخبر، فرزین مخبر، اسد موسوی، فضل الله مشایخ، رشید مظفری سردشتی، مصطفی ملافر، سیاوش مقدم، محمد محمدى اردهالى، سید على محمودى، پریچهر مبشری، صادق مسرت، منوچهر ملک قاسمی، هرمز ممیزی، ابراهیم منتظری، فرید مرجایی، سید حسین موسویان، مهدی موید زاده، حسین مدنی، سعید مدنى، ماشاءالله مدیحى، مصطفى مسکین، رضا مسموعى، عباس مصلحى، مهدي معتمدي مهر، محمد جواد مظفر، احمد معصومی، علی اکبر موینی فر، حمید منزه، یاسر معصومی، مرتضى مقدم، کاظم ملکی، مهدی ممکن، خسرو منصوریان، کیوان مهرگان، محمد جواد مظفر، مرتضی مقدم،ضیاء مصباح، خدایار محبی، قدرت منصوری، سیدرضا موسوى سعادت لو، على مومنى، محمودمومنى،امیر میرخانى، سید محمد وحید میرزاده، مهدي ناطقی، حسن نراقى، رضا نخشب، علی اکبر نقی پور، امین نظری، ابوالفضل نیماوری، بهرام نمازی، محمد حسین نائینیان، خسرو نجارزاده، محمود نکوروح، امیر نکوفر، محمد تقى نکوفر، مهدی نوربخش، فخرالسادات نوربخش، منوچهر نوربخش،غلامرضا نیک صفت، جعفر نقمی، رسول وریایى، محمد وفایی، حمید وارسته، مراد همتی،هادى هادى زاده یزدى، احمد هادوی، فریدهاشمی، ناصر هاشمی، بهاره هدایت، علیرضا هندى،احسان هوشمند، پرویز همایونی، علی فرید یحیایی، رحیم یاورى، ابراهیم یزدى، حسن یوسفیان آرایی، لطف الله یوسف قهاری، میر محمود یگانلی.
Wednesday، November 11، 2009
به نام خدا
جنبش سبز را به رسمیت بشناسید

حضور فعالان جنبش سبز در روز قدس و سیزده آبان ، یک بار دیگر نشان داد جنبش سبز قابل حذف و سرکوب نیست و تأکید نمود که طی ماه های اخير مردم ايران دوران جديدی را در سير تاریخی تلاش برای کسب آزادی و برخورداری از حاکمیت ملی رقم زده اند‌. اگرچه اين فصل نو در استمرار و پيوند با کوشش های گذشته می باشد‌، اما در عين حال آثار و پيامد های جنبش سبز کنونی آنچنان گسترده و وسيع است که هيچ نيروی سياسی در داخل و خارج کشور نمی تواند نسبت به آن بی تفاوت باشد‌. برآمدن این جنبش بسياری از صف بندی نيروهای سياسی را دگرگون ، و دستاورد های قابل توجهی را در برابر همه نيروها قرار داده است‌. مجموعه این کنش‌ها‌، نهايتاً سپهر و چشم انداز جديدی را پيش روی هر کنشگر سیاسی گشوده است. بر اين اساس یادآوری نکاتی ضروری به نظر می رسد‌:
1- جنبش سبز ايران عليرغم موانع بی شمار و شرايط پليسی- امنيتی موجود ، واجد ارزش ها و هویتی است که بقای آن را تضمين می کند . باور به عدم خشونت ، اصرار بر مدارا ، تاکيد بر دمکراسی و آزادی ، پيوند با مدنيت ، اخلاق مداری ، ابعاد مهمی از هويت جنبش سبز مردم ايران را تشکيل می دهند که وجوه تمايز برجسته و روشنی با هويت برخی نيروهای حاضر در ساختار قدرت با نظام ارزشی مبتنی بر خشونت ، استبداد و خودکامگی دارد .
2- اين جنبش مثل بسياری از جنبش های نوين دوران ما‌، اگرچه حامل هويت و ارزشهای روشن و گران سنگی است ، اما در عين حال در درون خود واجد تکثر و تنوع تحسين بر انگيزی است . آموزه های جنبش که اغلب در خلال بيانيه های مهندس مير حسين موسوی و مواضع و ديدگاه های آقایان مهدی کروبی و سید محمد خاتمی منعکس شده ، همگی با تاکيد و تصريح بر پذيرش تکثر درونی جنبش سبز ، همه نيروهای علاقمند به ايرانی آباد ، آزاد و توسعه يافته را دعوت به همراهی می کند . بنابراين جنبش سبز ، نهضتی دمکراتيک و مرکب از همه نيروهاي مدافع آزادی ، عدالت و منافع ملی با مشی اصلاح طلبانه است . از این رو جريان ملی مذهبی نيز با موج سبزی که در سراسر ايران در حال گسترش است ، همراهی و حمایت کرده و به ايفای نقش و وظايف خود در این راستا می پردازد .
3- اگر چه جنبش سبز مردم ايران در آغاز راه قرار داشته و عمر آن از چند ماه فراتر نمی رود ، اما تبار اين حرکت را بايد درتلاش های تاريخی یک صد ساله مردم ايران‌، برای دستیابی به دمکراسی و حق حاکمیت ملی جستجو کرد . جنبش اصلاحی نیز که به پيروزی آقای محمد خاتمی در انتخابات رياست جمهوری سال 1376 منجر شد ، اگرچه اجازه نيافت تا به مطالبات عمومی جنبش پاسخ دهد‌، اما آثاری ماندگار بر ذهن و روح ايرانيان برای ورود به عرصه های جديد دستیابی به آزادی و دمکراسی بر جای گذاشت‌.
- جنبش سبز مردم ايران مثل بسياری از جنبش های نوين در عصر ما قدرت و ظرفيت آن را دارد تا با پيوند و ارتباط شبکه های گسترده ای از افراد علاقمند ، انجمن ها و احزاب تحول خواه و جنبش های با مطالبات خاص ، به تقويت جامعه مدنی و افزايش قدرت در عرصه عمومی‌، راه را برای حل بسياری از گره های تاريخی ایران هموار کند و چشم اندازی از رسيدن جامعه به تعادل پایدار در ساختار سياسی و عرصه عمومی را پيش روی ما بگشايد.
5- سال هاست بسياری از نو انديشان دينی ضرورت استقلال نهاد دين از ساختارهای سياسی و نهاد قدرت را امری حياتی برای اعتبار دین در جامعه دانسته و بر آثار ناميمون پيوند قدرت و دين تاکيد کرده اند. جنبش سبز آزمونی شد تا نشان دهد چگونه استقلال نهاد دين می تواند بر ارج و قرب و اعتبار مراجع و روحانيون مستقل ، نزد مردم بيفزايد . نقش بی بديل حضرات آيت الله العظمی حسينعلی منتظری و آيت الله یوسف صانعی و ... در حمايت از خواست ها و مطالبات جنبش سبز بی شک سرمايه عظيمی خواهد بود که مردم ایران را در مسير مبارزه برای نيل به جامعه ای آزاد و دمکراتيک‌، ياری و پشتيبانی خواهد کرد.
6- ما عليرغم موفقيت های قابل توجه جنبش سبز طی ماههای اخير نمی توانيم نگرانی خود را نسبت به مخاطراتی که پيش روی جنبش قرار دارد پنهان کنيم . يکی از مهمترين تهديد های جنبش نه از جانب اقتدار گرايان که بيشتر از سوی برخی از دوستان جنبش است که بر نگرانی ها و دغدغه ها می افزايد . با توجه به اعمال خشونت از سوی اقتدارگرایان ، جنبش سبز ايران بالقوه استعداد آن را دارد تا در دام چپ روی افتد و دامنه مطالبات و انتظارات را بیرون از ظرفیت های واقعی ، افزايش دهد يا بخواهد ره صد ساله را يک شبه طی کند . در چنین وضعی ، نه تنها امکان دريافت پاسخ مناسب را نداشته ، بلکه امکان بسيج ، وحدت و نیرو گرفتن اقتدارگرایان را فراهم می کند . از اين رو مايليم نگرانی خود را نسبت به اظهارات برخی فعالان سياسی و اجتماعی در داخل و خصوصاً خارج کشور که از مطالبات مشترک این جنبش که در بیانیه شماره هشت آقای موسوی آمده است ، فراتر می روند ، اعلام داشته و آنها را به اتخاذ مواضع مسئولانه تر دعوت کنيم . از سویی ما ،کمبود یک رسانه نزدیک به رهبران جنبش را احساس کرده و هم چنین بر نیاز و ضرورت رهبری نسبی شبکه های فعال غیر متمرکز ، از سوی رهبران جنبش تاکید می نماییم.
7- طی سال های اخير فعالان جنبش های دانشجويي ، کارگری ، حقوق بشر ، معلمان ، زنان ، اقوام و ... نقش موثر و فعالی در جامعه ايران داشته اند . بی شک جنبش سبز نيز از دستاوردها و سرمايه های اين جنبش ها بهره مند شده است . جنبش سبز اینک "عام ترین " مطالبات مشترک همه جنبش های " خاص " را نمایندگی می کند . اما این به معنای انحلال هیچ کدام از جنبش های خاص نیست . تداوم این جنبش ها مکمل جنبش سبز بوده و در وضعیت کنونی که شاهد نوعی توازن متقابل بین نیروی حذف ناپذیر جنبش سبز و قدرت سرکوبگر متکی به در آمد نفت هستیم ، می تواند هم مطالبات خاص اقشاری از جامعه را پی گیری کرده و هم یاری رسان و مکمل جنبش سبز باشد.
8- ما هم چنین معتقدیم گسترش جغرافیایی و طبقاتی جنبش سبز می تواند به تدریج توازن قوا را به نفع این جنبش و اهداف حق طلبانه ، دمکراتیک و عدالت طلبانه آن که بیانگر تداوم جنبش های یکصد ساله اخیر ایران است ، تغییر دهد.
9- ما از موضع دفاع از منافع ملی به جریانات افراطی خشونت گرای حاکمیت هشدار می دهیم که از سیاست سرکوب و پیگیری بیهوده خط مشی خیالی حذف جنبش سبز دست بردارند و این جنبش را به عنوان پژواک صدا و ندای بخش مهمی از مردم و نخبگان جامعه ایرانی به رسمیت بشناسند و بجای سرکوب و متهم کردن آن به اتهامات واهی ، وارد گفتگو و پاسخ دهی به مطالبات حق طلبانه و مسالمت آمیز آن شوند . این امر به نفع همگان و پاسدار منافع ملی ایرانیان خواهد بود.

شورای فعالان ملی - مذهبی
1388/8/18
Friday، October 23، 2009
به نام خدا

بيانيه شوراي فعالان ملي- مذهبي براي آزادي زندانيان سياسي

اينك، پس از برپايي دادگاه‌هاي نمايشي، بايد بيش از پيش روشن شده باشد كه با اين اعمال نمي‌توان جنبش سبز مردم ايران را که در اعتراض به انتخابات رياست‌جمهوري دهم آغاز شده، خاموش کرد و ناراضيان را اعم از نهادها و فعالان سياسي و مدني، دانشجويان، معلمان، روشنفکران و مردم آزاده‌ي ايران را خانه‌نشين و روند «ريزش و فرسايش» کنوني را با روش‌هاي سرکوگرانه متوقف ساخت.
در روند بازداشت‌هاي غيرقانوني پس از انتخابات، برخي روشنفکران، و شخصيت‌هاي سياسي و آزاديخواه به جرم عقيده و انتقاد به وضع موجود زنداني شدند و ماههاست که در سلول‌هاي انفرادي تحت فشارهاي گوناگون قرار دارند از جمله روشنفکران آزاديخواه آقايان دکتر محمد ملکي، مهندس کيوان صميمي و دکتر احمد زيدآبادي، با نقض صريح حقوق اساسي و مدني، بازداشت شدند و با گذشت ماهها، همچنان در بازداشت غيرقانوني به سر مي‌برند.
ما ضمن محکوم کردن تداوم بازداشت فعالان سياسي- مدني و معترضان به انتخابات، خواهان آزادي همه‌ي زندانيان سياسي- عقيدتي و رسيدگي به اعمال غيرقانوني آمران و مباشران تخلفات رخ داده در بازداشتگاه كهريزك و 2الف هستيم.
اکنون که بازجويي زندانيان حتي با سناريوهاي طراحي شده، به پايان رسيده، تحت فشار نگه داشتن زندانياني که کل روند دادرسي‌شان خلاف مفاد قانون اساسي، آيين‌دادرسي و اعلاميه جهاني حقوق بشر بوده، فاقد توجيه حقوقي و قانوني مي‌باشد.
ما به حاکمان توصيه مي‌کنيم که از تاريخ درس بگيرند و ريشه‌ي اعتراضات کنوني را نه با توهم توطئه، بلکه در رفتارهاي سياسي- امنيتي پيشين خود، پي‌جويي کنند و دست از رفتاري سلطه‌جويانه‌ي خود بردارند و بدانند که بازداشت‌هاي غيرقانوني کنوني نه تنها به نفع آنها نخواهد بود، بلکه بازتاب‌هاي جديدي را به دنبال خواهد آورد. «روزگار بين مردمان دست به دست مي‌شود» و خدا و مردم در باره‌ي چنين رفتارهايي داوري خواهند کرد.
شوراي فعالان ملي- مذهبي
29/7/88
Tuesday، October 20، 2009
براي فاطمه ستوده
ما شكست نمي‌خوريم
چند نوشته از خواهرم فاطمه خانم خواندم در فراق معشوقش و همراهش علي عزيز. نوشته‌هايي درخشان! نوشته‌هايي درخشان! چه لذتي است در خواندن اين نوشته‌ها. ما شكست نمي‌خوريم. دوست‌داشتن ما را روئين‌تن كرده است. يادتان هست اين گفته‌ها؟ اندوهي كه از خواندن اين سطرهاي طلايي بر جانم مي‌ريزد گرچه تحمل‌كردني نيست اما زيبايي ستايش برانگيز آن رنج را كاهش مي‌دهد.
« زمین خیس خیس بود. علی دستش را گذاشت روی شانه‌ام. مرا کشید نزدیک، که چرا دوری، بیا نزدیک‌تر. با لبخندی بر لب. یکی از برادران گفت: «نکن.» دیگری بهش گفت که این کار که مشکلی ندارد. راحت باشید. راحت بودیم.نشستیم توی ماشین. علی بوی عطری را می‌داد که قبل از حرکت زده بود به خودش. خونسرد و با همان لبخند. کنار هم نشستیم. دست هم را گرفتیم. گفتند توی راه با هم حرف نزنید. حرف را می‌خواستیم چه کار؟! گرمای دستش خودِ آرامش بود اصلا.»
و بعد « دیدمت امروز. همانی بودی که خیالت کرده بودم. همان تجسم رویای من. همان پیراهن و شلوار آبی‌رنگ. همان ریش انبوه. از پشت همان شیشه‌ی سمج و مزاحم دیدمت. دستم را چسباندم به شیشه، خواستم ذره‌ذره نفس بکشم تو را، با شیارهای کف دستم سلول‌سلول ببوسمت، اصلا جرعه‌جرعه بنوشمت. خندیدی. »
خواهرم؛
ما شكست نمي‌خوريم. و همين آن كيميايي است كه ستمگر را دسترسي به آن نيست. و چه مي‌فهمد كه چه مي‌گذرد در دل ما. او مي‌ترسد و خشمگين است و ما دوست‌مي‌داريم و آزاديم. ترس؟ ما شكست نمي‌خوريم. دوست‌داشتن ما را روئين‌تن كرده است.
Saturday، October 03، 2009
نگران حافظه‌ات باش
هر روز به خودم مي‌گويم: نگران حافظه‌ات باش. تاريخ ما به «فراموش كردن»، گذشته است و هر نسلي تنها با ماجراي خود زندگي مي‌كند. هر روز چند دقيقه‌اي مي‌نشينم و اين فيلمها و فريادها و سكوت‌ها را مي‌بينم و بعد ناله‌هاي مادران و پدران را مي‌شنوم. جهان را در موج مي‌بينم و نفس تنگ مي‌شود و بغض مي‌شكند. مي‌ترسم كه زمان آرام كند دلم را و هر روز آبياري مي‌كنم اين خشم و رنج را و آتشي تازه مي‌زنم بر آن. گاه با شنيدن آوازها و آهنگ‌ها، گاه به ديدن تصويرها و شكل‌ها و بيشتر با شنيدن فريادها و ناله‌ها و ... خنده‌اي نيست ديگر. اما زندگي هست هنوز و تنها كاري كه مي‌توان كرد اينكه فراموش نكني. فراموشي اگر نه خيانت، حداقل حماقتي است كه زمينه‌ي تكرار فاجعه را فراهم خواهد آورد. و اينكه مي‌بيني هر چند ده سال يكبار در برابر فاجعه‌اي نو قرار مي‌گيريم از فراموشي گذشته است. اينبار فراموش نكن و اگر مي‌تواني همه‌ي گذشته را نيز به خاطر آور.
Wednesday، September 30، 2009
« مراجع و عالمان ديني در پيشگاه خدا و مردم مسئولند»
ملت شريف ايران،
همگان به ياد دارند که مراجع و عالمان ديني متعهد در سال‌هاي پيش از انقلاب همواره مرجع و پناهگاه مردم در برابر دولت‌ها و عملکرد نادرست دولتمردان بودند و به لحاظ مالي به حکومت وابستگي نداشتند. اما در سالهاي پس از انقلاب، جمعي از آنان خواسته يا ناخواسته، منصب حکومتي يافته و يا به حکومت وابسته شده‌اند. بدين ترتيب، افزون بر اين که تمامي کارهاي دولت به نام همه روحانيون تمام شده و مي‌شود، دولتمردان و حاکمان از اين اهرم براي فشارآوردن به روحانيان در راستاي پيشبرد مقاصدشان، بهره مي‌گيرند.
امروزه اما، وقايع و فجايعي در حق آحاد ملت رخ داده است که در صورت سکوت بزرگان ديني، اين رخدادهاي تکان دهنده نه تنها در پيشگاه مردم، بلکه در پيشگاه حق نيز به نام آنان نوشته مي‌شود و همچنين باعث بدنامي دين مبين اسلام ـ که اين اعمال با استناد و اتکاء به آن يا شبيه سازي‌هاي نادرست و ناچسب به بخش‌هايي از تاريخ صدر اسلام صورت مي‌گيرد ـ خواهد شد و همچنين حق آزادي بيان و استقلال آنان را که از ويژگيهاي روحانيت شيعه است از آنان سلب خواهد کرد.
برهمين اساس بوده است که آيت‌الله العظمي منتظري، به خاطر احساس وظيفه ديني و ملي، در پيام اخيرشان به مراجع تقليد، عالمان دين و حوزه‌هاي علميه، ضمن بدعت خواندن رفتارهاي حاکمان پس از انتخابات دوره دهم رياست جمهوري و ابراز تأسف از ستم‌هايي که بر شهروندان به نام دين مي‌رود، از آنان خواسته‌اند که در برابر ظلم‌ها، بدعت‌ها و کارهاي خلافي که به نام دين صورت مي‌گيرد، سکوت نکنند و در راستاي فريضه بسيار مهم امر به معروف و نهي از منکر براي جلوگيري از انحرافات و اصلاح امور جامعه، که مورد انتظار مردم است، اقدامات شايسته و فوري انجام دهند.
ما امضاء کنندگان اين بيانيه، ضمن حمايت از اقدامات مسئولانه و شجاعانه آيت‌الله منتظري و آيت‌الله صانعي، در شرايط خطير کنوني، از ساير مراجع عظام و علماي دين انتظار داريم آنان نيز به اين فريضه ديني مجدانه عمل کنند، با اين اميد که به خواست خداوند مؤثر افتد و نام نيکي از آنان در دفتر الهي و خاطره ملت ايران ثبت شود.
شش مهرماه 1388

حميد آصفي، محمد آزادى، سامر آقايي، احمد آدينه‌وند، محمد ابرهيم زاده، عباس ابوذري، هادي احتظاظي، حميد احراري، طاهر احمدزاده، حسن احمدي، محسن احمدي، امين احمديان، عبدالمجيد الهامي، مصطفي اخلاقي،‌ ميلاد اسدي، حسن اسدي زيدآبادي، بهرام اسماعيل بيگي، رشيد اسماعيلي، سيد کوزاد اسماعيلي، مرتضى اشفاق، حسن افتخاراردبيلي، جلال اقتدارى، امير اقتنايي، اعظم اکبرزاده، زهرا اکبرزاده، علي‌رضا اکبرزادگان، علي اکرمي، پروين امامي، محمود امير احمدى، مهدي اميني‌زاده، حجت انصاري، حسين انصاري‌راد،علي انجم روز،حامد ايرانشاهي، کمال‌الدين بازرگانى، پروين بختيارنژاد، اکبر بديع‌زادگان، رحمت‌الله برهانى، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلي بازرگان، فرشته بازرگان، محمدنويد بازرگان، مختار باطولي، ايرج باقرزاده، ناصر بهبهاني، پوريا براتيان، محمد بذرپور، محمد بسته‌نگار، مهدي بسته‌نگار، محمدحسين بني‌اسدي، عماد بهاور، حميد بهشتي، بهزادى، محمد بهفروزى، مهرداد بزرگ، نجات بهرامي، آرش بهمني، صفا بيطرف، مسعود پدرام، محمد پوررضايي، عباس پوراظهرى، رضا پويان، حبيب‌الله پيمان، مجيد پيمان، عبدالرضا تاجيک، عباس تاج‌الديني، مصطفى تنها، غلامعباس توسلى، محمد توسلى، محمدرضا توسلى، مجيد تولائى، مجيد جابرى، علي جمالي، رضا حاجى، بهمن حافظى، طه حجازى، جلال‌الدين حجتي، حميد حديثي، علي حديثي، حسين حريرى، آيدين حسنلو، مهدي حسين‌نژاد، بهزاد حق‌پناه، جمشيد حقگو، ابوالفضل حکيمى، عبدالکريم حکيمى، مجيد حکيمى، محمدرضا حمسى، محمد حيدري، فخرالدين حيدريان، مقدم حيدري زاده، جعفر خائف، رضا خجسته رحيمي، ابراهيم خدادادى، امير خرم، مصطفي خسروي، حسين خطيبي، محمد خطيبي، ابراهيم خوش سيرت سليمي، اسماعيل خوش محمدى، هوشنگ خيرانديش، محمدعلى دادخواه، رسول دادمهر، محمد داديزاده، محمد مهدى دانشيان، محمود دل آسايى، عباس دهقان نژاد، مصيب دوانى، ابراهيم دينوي، امير خسرو دليرناني، محمد صادق ربانى، تقي رحماني، محمدجواد رجائيان، عليرضا رجايى، محمد صادق رسولي، احد رضائى، اصغر رضائى، بهمن رضاخانى، سعيد رضوي فقيه، حسين رفيعى، مهدى رهنما، فرزانه روستائي، محمد جواد روح، رضا رئيس طوسى، جمال زره ساز، علي زرين، محمدابراهيم زمانى، پرويز زندى نيا، عليرضا ساريخانى، نسرين ستوده، عزت الله سحابى، فريدون سحابى، هاله سحابى، محمد سرچمى، محمود سعيدزاده، بيوک سعيدي، عبدالفتاح سلطاني، مرتضي سلطانيه، علي سياسي راد، محمدعلي سيدنژاد، سيد محمد علي سيف‌زاده، سلمان سيما، مرتضي سيمياري، محمود بصير شاددل، ابراهيم شاکرى، على شاملومحمودي، حسين شاه حسينى، الله وردى شمبورى، احمد شهامت دار، صابرشيخلو، آمنه شيرافکن، عطاء اله شيرازي، هدي صابر، محمد صاحب محمدي، محمد صادقي، هاشم صباغيان، احمد صدر حاج سيدجوادى، رضا صدر، سميرا صدري، مهدى صراف، فضل الله صلواتى، حميدرضا صمدي، مظفر صفري، سعيد صاحب محمدي، جليل ضرابي، على اشرف ضرغامى، فريدون ضرغامى، اعظم طالقانى، حسام طالقانى، طاهره طالقانى، نرگس طالقانى، اکبر طاهرى، رئوف طاهرى، محمد طاهرى،امير طيراني، مهدي عربشاهي، روئين عطوفت، باقر علائي، علي علوي، محمدباقر علوى، محمدحسن عليپور، رضا عليجاني، على عليزاده نائينى، محمد جعفر عمادى، محمود عمرانى، سيد جعفر عباس زادگان ، هما عابدي، شيرين عبادي، محمد حسين غفارزاده، على اصغر غروى، عليرضا غروى، ماجد غروى، مسيح غروى، سعيد غفارزاده، على غفرانى، فريده غيرت، مصطفي فاضلي، رضا فاني ، باقر فتحعلي بيگي، ارسلان فلاح، مقصود فراستخواه، مهدي فخر پويان فخرآيي، غفار فرزدى، حسن فرح آبادي، فاطمه فرهنگ خواه، حسن فريد اعلم، فرزاد قاسمي، سعيد قاسمي ‌نژاد، عباس قائم الصباحي، محمد قائم مقامي، خسرو قشقايى، ماهرو قشقايى،مهدي قلي‌زاده اقدم، عبدالمجيد قندى زاده، نظام الدين قهارى، مصطفى قهرمانى، حجت الله قياسى، رحمان کارگشا، اسداله کارشناس، امير حسين کاظمي، مرتضى کاظميان، هادي کحال‌زاده، محسن کديور، خسرو کردپور،مسعود کردپور، کاوه قاسمي کرمانشاهي، على کرمى، فريدون کشکولي، پروين کهزادى، بهناز کياني، بيژن گل افرا، فاطمه گوارايي، مسعود لدنى، حسين لقمانيان، احسان مالکي پور، محمد تقى متقى، حسين مجاهد، محسن محققى، نرگس محمدي، نوشين محمدي، محمد محمدى اردهالى، سيد على محمودى، حسين مدني، سعيد مدنى، ماشاءالله مديحى، فريد مرجائي، احمد مدادي، مصطفى مسکين، رضا مسموعى، ليلا مصطفوى، عباس مصلحى، محمد جواد مظفر، مهدي معتمدي مهر، احمد معصومي، ضياء مصباح، ياسر معصومي، بدرالسادات مفيدى، مرتضى مقدم، علي مقيمي، کاظم ملکي، علي مليحي، مهدي ممکن، قدرت منصوري، حسام منصوري، خسرو منصوريان، کيوان مهرگان، کامران مولايي، عليرضا موسوي، سيدرضا موسوى سعادتلو، علي اکبر موسوي خوئيني، اتابک موسوي نسب، على مومنى، محمود مومنى، بيژن موميوند، امير ميرخانى،علي مينايي، احمد ميرزايي، وحيد ميرزاده، مرضيه مرتاضي لنگروي، حسن نراقى، مجتبي نجفي، جعفر نقمي، محمود نکوروح، امير نکوفر، محمد تقى نکوفر، مهدي نور بخش، فخرالسادات نوربخش، منوچهر نوربخش، حسين نوري زاده، سعيد نعيمي، امين نظري، احمد هادوي، هادى هادى زاده يزدى، محمد هاشمي، ناصر هاشمي، فريد هاشمي، بهاره هدايت، خليل هراتي، مراد همتي، عليرضا هندى، احسان هوشمند، رسول ورپايى، صديقه وسمقي، رحيم ياورى، على فريد يحيايى، ابراهيم يزدى، حسن يوسفى اشکوري، حسن يوسفيان آراني، مير محمود يگانلي .
Free counter and web stats